تبليغاتX
ایرانیان گواه

حتی اگر به روی خودت هم نیاوری آرزویت همیشه یک جای وجودت منتظر است.حتی اگر به آرزوی ۱۰ نفر دیگر هم برسی باز هم به آرزوی خودت نرسیده ای .حتی اگر ...امشب فهمیدم در نشستی با یک دوست چند سال کوچکتر -که آرزوی من هنوز منتظر است که تحقق پیدا کند و هنوز نمرده است در زیر نقاب ها و درگیری ها و همه چیزهایی که دارم و آرزوی بعضی هاست و داشتم باور می کردم آرزوی خودم هم هست.

نسخه ای که برای دوستم پیچیدم آرزوی خودم بود .جا خوردم که فی البداهه از دهانم باز شنیدمش...رنج آور است که روزی دورتر با موی سپید روی صندلی گهواره ای بنشینم و برای نوه هایم نسخه بپیچیم و باز یادم بیاید که...

+ نوشته شده در دوشنبه 27 مهر1388ساعت 1:6 توسط گواه |

از کوچه های قدیمی و زیبای درکه عبور می کنی با صد افسوس از سر برافراشتن برجها از میان دیوارهای کاهگلی با درهای کلون دار و صحبت می کنی از حفظ نماهای بافت های سنتی در ینگه دنیا که همراهت پرتت می کند با مغز وسط واقعیت .با اشاره به جا به جا رنگ روی دیوارهای کاهگلی و صخره ها.باز هم شعار و باز هم رنگ و باز هم "ننگ با رنگ پاک نمی شود"...یادت می آید اینجا کجاست و درد امروز ما چیست و مانده تا سینی ما پر شود از صحبت میراث فرهنگی-حقوق زنان و کودکان و محیط زیست و حیوانات و...

+ نوشته شده در جمعه 3 مهر1388ساعت 23:42 توسط گواه |

چی می شه عده ای به یک گروه  صلاحیت انتخاب رهبرشونو می دن در حالی  که معتقدن اون گروه حتی صلاحیت اینو نداره که باهاشون یک فنجون چای خورد -دو کلمه حرف زد و یا با اونا مشورت کرد در هیچ چیزی حتی در انتخاب نوع پیتزا؟!

+ نوشته شده در جمعه 3 مهر1388ساعت 0:23 توسط گواه |

چند روزیه فکر می کنم چی می شه بخشی از جامعه ایران هزار و یک کار بکنه تا بخشی دیگر از جامعه ایران رو به جایی بکشونه که از ته دل خدا خدا کنن تا جامعه در تبعید ایران با گوجه و تخم مرغ از نمایندگان ایرانشون پذیرائی کن؟چی به کی می رسه به چه قیمتی؟ایران کجای این معادله است!؟

+ نوشته شده در پنجشنبه 2 مهر1388ساعت 1:22 توسط گواه |

دیروز آرایشگر با اشتیاقی همچون کریستف کلمب هنگام کشف آمریکا کشف ۲ تار موی سفید بر سر اینجانب را اعلام نمود.و اینجانب نه تنها غمگین نشدم بلکه به کشف های با ارزشی دست یافتم.کشف کردم که دیری نخواهد پائید که ۲۰۰ امین تار موی سفید خود را نیز بیابم.و اگر خیلی خوش شانس باشم ۲۰۰۰ امین تار موی سفید را هم در آینده ای نه چندان دور !به همین سادگی تمام خواهم شد و روزی دیگر همبستر "کرم ها و موریانه ها و گورکن های بیرحم".

پس

.

.

.

 اینجانب گواه-کاشف ۲ تا ر موی سفید فصلی دیگر را آغاز خواهم کرد در استفاده از فرصت حیات به نفع خود و به نفع دیگران "که فرصت کوتاه است و سفر جانکاه"و آغاز این تصمیم دیشب بود با ۴ ساعت پایکوبی و امروز با ۵ ساعت راهپیمائی در نفی همه آنها که امیدمان را بر نمی تابند.خدا کشف ۲۰ امین تار موی سفید را به خیر کناد!!!

+ نوشته شده در جمعه 27 شهریور1388ساعت 23:45 توسط گواه |

امشب اصلا شب قشنگی نیست باز هم همه چیز سیاه شده است.دلم دوستی می خواهد تا با او یکبند اراجیف بگویم و لحظه ای یادم برود کیستم و کجایم .دوستی همجنس و همدل که نگران قضاوتش نباشم .که کنکاش نکند در آنچه که نمی خواهم با او شریک شوم .همراه شود با من در شادیهایم و در غم هایم و در دغدغه هایم .دوستی که فقط وقتی کارش گیرم میفتد با من تماس نگیرد....آماده ام برایش هر کار بکنم  فقط اگر باشد .کم کم به این نتیجه می رسم که این چنین دوستی مصداق گشتم نبود و نگرد نیست است.

+ نوشته شده در پنجشنبه 26 شهریور1388ساعت 0:33 توسط گواه

پنجشنبه حدود یازده شب پس از دو هفته جستجوی بی ثمر در کمال نا امیدی ایمیلی به سازمان منطقه ای مرتبط با تحقیقم زدم.این در حالی بود که نه تنها کمتر از ۲۰ درصد انتظار پاسخ داشتم بلکه با توجه به تعطیلات پایان هفته یک درصد هم احتمال نمی دادم پاسخ احتمالی آنها را زودتر از یک هفته در یافت کنم .

اما امروز صبح با یک اتفاق غیر منتظره روبرو شدم...ایمیلی احترام آمیز و مفصل با مطلع تشکر از تحقیقات من در مورد آن سازمان!! آنقدر ذوق مرگ شدم که به سرعت مراتب تشکر یک بنده خدای جهان سومی را بابت توجه -سرعت و دقت ارسال کردم.

ساعتی بعد یک لحظه خود را جای دریافت کننده ایمیل گذاشتم که احتمالا در حال خوردن قهوه به ایمیل من فکر می کرد.سخت تعجبناک!!

بیچاره شهروندان ملل متمدن .هرگز شانس سوپرایز شدن های اینچنینی را پیدا نمی کنند.آنها هیچوقت نمی فهمند رفتن به سایت رسمی یک وزارتخانه و روبه رو شدن با انبوه لینکهای خراب یعنی چه.آنها هیچوقت نمی فهمند ایمیل پشت ایمیل فرستاندن به سازمانهایی که نه تنها آن طرف دنیا نیستند بلکه با مالیات خود فرد و هم وطنانش کار می کنند یعنی چه؟ایمیل هایی که هیچ گاه پاسخی ندارند و حتی شاید هرگز خوانده نمی شوند.آنها هیچگاه نمی فهمند ذوق مرگ شدن از وظیفه شناسی یک کارمند چه حسی دارد.آنها هیچ وقت نمی فهمند طول یک روز کاری رمضان با یک روز کاری شوال فرق می کند و همین طور یک روز کاری شرقی با یک روز کاری غربی.آنها هرگز نمی فهمند باید کار ارباب رجوع را گهگاه و نه همیشه راه انداخت تا امکان ذوق مرگی را برایش فراهم کرد.آنها نمی فهمند باید کار ارباب رجوع را تا می توان طول داد تا بفهمد خم رنگرزی که نیست و قدر عافیت آن گهگاه را بداند.وای که چه قدر خوشبختیم بی جهت نیست که می خواهیم بسته پیشنهادی برای اداره ی جهان تهیه کنیم.ما می خواهیم آنقدر ذوق مرگی به جهان صادر کنیم تا دق مرگی همه گیر شود.

+ نوشته شده در شنبه 14 شهریور1388ساعت 22:11 توسط گواه |

انتقاد از وزارت زنان و رد توجیه ...

وقتی مسائلی این چنین را می بینم نمی دانم شاد باشم از زمین گیر شدن آنان که امیدمان را  برنتافتند یا غمگین باشم از محروم ماندن زنان سرزمینم از حقوقی که سالهاست در ملل متمدن از خاور دور تا آمریکا به رسمیت شناخته شده است و ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم.

اعتراف می کنم تنها عاملی که مرا وا می دارد به سنت اسلامی روزه بگیرم آن است که باور دارم  تلقی هایی این چنین نه اسلام که همان پوستین وارونه ایست که از اسلام ساخته اند در دوره ی آخرالزمان!به نام دین و به کام خود.ورنه نمی توانم به خدایی سجده کنم که زنان را حتی به اندازه یک ششم از یاران منجی اش داخل آدم حساب نمی کند.همین!

+ نوشته شده در شنبه 31 مرداد1388ساعت 23:0 توسط گواه |

"برای کشتن ...نیازی به بهانه تراشی نیست .آن ها موذی اند -کثیفند-بی تربیت اند -معلوم نیست پدر و مادرشان کیست و کجا بزرگ شده اند .جانورانی که سر سفره پدر و مادرشان بزرگ نشده اند و زن و بچه مار ا می ترسانند .پس این حق برای ما محفوظ است که آن ها را هر طور دوست داریم بکشیم" (همشهری زندگی-صفحه ۱۷ -موش مردگی در سطح شهر-۱۷ مرداد ۱۳۸۸)

چه حسی دارید .چند نفر دور و بر خود سراغ دارید که موذی و کثیف و بی تربیت و بی اصل و نسب هستند؟؟؟لیستی از آنها تهیه کنید و با تهیه ابزار ضرب و جرح و قتل خود را آماده استفاده از حق خود علیه مزاحمین نمائید.

این چنین ادبیاتی است که جامعه را به حذف و خشونت سوق می دهد.خواه این ادبیات در مورد کشتار موش ها استفاده شود و خواه در مورد کشتار انسانها.

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه 19 مرداد1388ساعت 17:37 توسط گواه |

دو نكته سبب گرديد تا اين نامه را بنگارم: يكي شنيدن جمله «من با تحجر مخالفم» در نخستين گفت‌وگوي تلويزيوني حضرت‌عالي پس از پيروزي، و ديگري «اعلان حضور وزراي زن در ليست‌هاي منتشره» كابينه دهم!

تصور مي‌شود شما اين مطلب را نيز از زبان مبارك امام صادق عليه‌السلام رئيس مذهب تشيع نيز خوانده‌ايد كه «در آخرالزمان زنان بر دولت و سلطنت و هرچيزي كه ميل به آن دارند، [احتمالاً مناصب و مدارك و...] غلبه يافته و مسلط مي‌گردند. (همان ص 1044)»

به صراحت مي‌گويم آنچه مي‌آيد، نظر به فرياد افراد خاص ندارد و جامعه زنان مسلمان كشور را مبرا از آن مي‌داند، زيرا اكثريت زنان ايران اسلامي مانند مردان آن، مفتخرند كه در زمره «منتظران» هستند و نهايت آمال‌اشان آن است كه در صف 50 زني قرار داشته باشند كه 313 اصحاب خاص مولايشان را كامل مي‌كند.

اما در اين نوشته بر آنم تا روندي كه يك انديشه جنسيت‌گرا و فمينيستي را حاكميت مي‌بخشد، اشاره كنيم. انديشه‌اي كه از رياست‌جمهوري هاشمي رفسنجاني در قدرت اجرايي خانه كرد و با ايجاد دفتر و دستك به مشاورت رئيس‌جمهور رسيد و نهايت آن در گفتار و رفتار فائزه هاشمي و منجلاب اعتقادي فمينيست‌هاي مرد و زن اصلاح‌طلب بروز و ظهور يافت. هاشمي در حقيقت نخستين بدعت‌گزار اين فاجعه بود كه در ادامه راه او، محمد خاتمي زني ديگر را هم به معاونت برگزيد. ثمره آن براي نظام اسلامي و ملت ايران از منظر اقتصادي و سياسي و فرهنگي چه بود؟!

شما نيز آن راه را ادامه داديد و اينك ضروري است در كارنامه اين معاونت تأمل كنيد و «ضرورت حضور زن را در اين معاونت كه عمر آن به 12‌سال رسيده است، بررسي نماييد.» سزاوار است احمدي‌نژاد با گفتمان منجي‌گرايانه به تصميمي برسد كه در علائم آخرالزمان از بدعت‌ها ديده مي‌‌شود؟ و يا خواسته‌هاي بدعت‌گزارانه را حاكميت مي‌دهد؟ احمدي‌نژاد با هاشمي و خاتمي متفاوت است و از حيث اعتقاد و عمل، كلاً از جنس آنها نيست. او بنا بر شناخت ملت، يك مسلمان معتقد و شيعه متعبد است و «قدرت» را «فرصتي براي خدمت» مي‌داند و اين «فرصت»، بستري براي ترويج گفتمان انتظارگرايانه"!

يك نظر اين است كه اگر وزراي زن ناتوان باشند، به جامعه زنان آسيب مي‌رسد و...

اما اين تحليل و تفسيرها، موجب خوشايند و پسند گروهي است، و اين‌جانب بنا نداشته و ندارم، جز براساس عقايد و باورهايم بنويسم و اين مسؤوليت و تكليف را با مسأله ديگر جابه‌جا بنمايم.

... قطعاً براي تشكيل كابينه با كمبود مردان داراي صلاحيت و توانمندي مواجه نخواهيد بود، همچنين زنان داراي قابليت اجرايي برتر از مردان در اولويت قرار ندارد. اين كه در آموزه‌هاي قرآني زن و مرد در پيشگاه خداوند فقط براساس تقوا ارزيابي مي‌شوند، نشانگر قابليت رشد و بالندگي فكري و عملي زنان است كه بر مبناي رضايت خداوند مي‌توانند حركت كنند. يقيناً معتقدان به انديشه و آموزه قرآني، اين مسأله را با «مديريت»، «وزارت» و «رياست‌جمهوري زنان» تحليل و تفسير نمي‌كنند.

نمي‌توان پذيرفت در كابينه احمدي‌نژاد حضور وزير زن گام نخستي باشد كه در كابينه‌هاي بعدي اهداف شوم فمينيست و سكولارها را حاكم كند. آيا بحث «رياست جمهوري زن» كه در هر انتخابات از سوي وابستگان به انديشه‌هاي منحرف اوج مي‌گيرد و گاه بحث «رهبري زنان»، مسائلي نيست كه بتوان در اين تصميم‌گيري به آن توجه كرد؟

...فاطمه رجبي بر اين تصور است كه بنا بر عقيده شيعي خود و عهدي كه با خداوند دارد، در راستاي سنت معصوم عليهم‌السلام و آموزه‌هاي آنها، به مقدار بضاعتي كه در اين عرصه دارد، گام بر مي‌دارد، مي‌نويسد، و مي‌گويد. از اين روي تاكنون نديده و نشنيده‌ام كه در اين سنت معصوم عليه‌السلام، زناني در مديريت‌هاي بالاي اجرايي قرار گرفته باشند. هم‌چنين در سيره امام خميني نيز چنين سابقه‌اي وجود ندارد.

متن کامل نامه فاطمه رجبی به احمدی نژاد

+ نوشته شده در دوشنبه 19 مرداد1388ساعت 17:19 توسط گواه |